عشق و زندگی
عشق و زندگی

عشق زیباست . عاشق کور می شود و فقط زیبایی را می بیند . هرچه به شدت عشق یک عاشق افزوده شود او تنها و تنها زیبایی را می بیند . زیبایی چنان حظی به عاشق می دهد که او حاضر نیست هیچ چیز دیگر را ببیند . عاشق چنان محو زیبایی ها می شود که هرگز متوجه نمی شود ، زیبایی ها به مرور زمان زیبایی های خود را از دست می دهند .

گذر زمان زاویه دید یک عاشق را کاملا محدود می کند ، محدود به یک چیز . عاشق تنها و تنها یک هدف در سر خود دارد و سعی می کند به هر شکلی شده به آن هدف برسد . هدفی که ظاهرا ساده بنظر می رسد اما به مرور زمان آن هدف برای عاشق دست نیافتنی می شود . چرا که اگر هدفی ساده و در دسترس باشد عاشق داستان ما هرگز شیدای آن نخواهد شد و به سراغ آن نخواهد رفت .

شیدایی عاشق ، شدیدترین دردها را برای او درپی خواهد داشت . اصلا عاشق آفریده شده است تا دردمندی را معنا کند . زندگی این روزهای ما هم داستان همان عاشق دردمند است . همه ی ما بی کم و کاست عاشق زندگی شده ایم و هر آنچه به این زندگی علاقمندتر می شویم میزان دردمندیمان افزایش پیدا می کند .

زندگی امروزی همه مان تنها یک هدف در خود دارد . زندگی می کنیم تا زنده بمانیم تا زندگی کنیم تا زنده بمانیم تا …

همه ما در یک دور باطل گیر افتاده ایم که هرگز راه نجاتی از آن نداریم . این بزرگترین مشکل این روزهای جامعه ایران است . فرقی هم نمی کند از مسئول گرفته تا مردم عادی ، کارمند و کارگر ، همه و همه گرفتار این دور باطل شده ایم .

این دور باطل بی پایان و بی معنا ، باعث شده است تا بسیاری از اخلاقیات جامعه ایرانی به تاراج برود . کدام زمانی در تاریخ ایران زمین ، ایرانیان اینگونه بیرحمانه برای فقط زنده بودن جنگیده اند . امروز ایرانیان بدون هیچ گونه امیدی در تکاپوی زنده ماندن هستند ، در حالی که همانند یک عاشق افسرده می دانند هیچ امیدی به پایان کار نیست .

ایرانیان برای لَختی بیشتر زندگی کردن ، حاضرند دیگران را هم قربانی کنند . از یک راننده تاکسی که برای یک مسافر بیشتر حاضر است همکار خود را زیر مشت و لگد بگیرد تا تاجری که با رابطه و رانت رقبای خود را لِه می کند و آنها را به ورشکستگی می کشاند و اموال آنها را به تاراج می برد . همه به دنبال لحظه ای آسایش بیشتر هستند ، این در حالی است که آرامش به لطف سیاست های یک بام و دو هوای مسئولان یاغی مان برای همیشه از جامعه ایران رخت بربسته است .

سیاستمدارانی که چنان زندگی را برای خود و خانواده های خود دوست می دارند که به تصورشان هیچ کس جز آنها در عالم نیست و مردمی که هرچه بیشتر در بحر زندگی فرو می روند مانند عاشقان دردمندتر می شوند . امّا عشق به زندگی ، مردم ایران را کر و کور کرده است و چنان با حرص و ولع به رشته زندگی چنگ می زنند که عاشقان چنگ را با این ولع نمی نوازند ./پایان

پیروز و مانا باشید .

مسعود معاونی

۱۶ دی ماه ۱۳۹۷


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *